نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه مراغه،مراغه،ایران
2 گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه مراغه،مراغه،ایران
3 فارغ التحصیل کارشناسی ارشد،دانشگاه مراغه،مراغه،ایران
چکیده
در قرن بیستم، رشد شهرنشینی و افزایش جمعیت موجب گسترش ساختوساز و در نتیجه تولید حجم بالایی از پسماندهای ساختمانی شد که چالشهای زیستمحیطی متعددی را موجب شدهاند. شهرستان بوکان به دلیل توسعه فضایی- کالبدی سریع، یکی از مناطق دارای حجم بالای این نوع پسماندهاست و از اینرو بهعنوان محدوده مطالعاتی برای مکانیابی محل دفن زائدات ساختمانی انتخاب شد. هدف اصلی این پژوهش، کاهش اثرات مخرب زیستمحیطی، ارتقای سلامت عمومی و بهینهسازی مصرف منابع از طریق تصمیمگیری مبتنی بر دادههای مکانی است. در این تحقیق، معیارهای مؤثر بر مکانیابی شامل منابع آب سطحی و زیرزمینی، فاصله از جادهها، رودخانهها و سکونتگاههای شهری و روستایی، پوشش گیاهی، کاربری اراضی، خاک، زمینشناسی، شیب و ارتفاع میباشند. این معیارها با کاربست توابع فازی استانداردسازی و سپس به کمک عملگر گامای فازی ترکیب شدند تا نقشه نهایی تناسب اراضی برای دفع پسماندهای ساختمانی تهیه شود. نتایج نشان داد که مقادیر فازی در محدودهای پایین قرار دارند که بیانگر وجود محدودیتهای شدید برای مکانیابی سایتهای مناسب در شهرستان بوکان است. هیچ پهنهای در منطقه از نظر معیارهای ایدهآل مکانیابی شرایط کاملاً مطلوب ندارد؛ عواملی مانند توپوگرافی نامناسب و دسترسی محدود به شبکههای ارتباطی از مهمترین موانع هستند. با این حال، سه سایت پیشنهادی با تعدیل معیارهای سختگیرانه اولیه و بر اساس رویکردی سازگار انتخاب شدند. این سایتها به دلیل مزایای زیستمحیطی، دسترسی بهتر و کاهش هزینههای حملونقل، بهعنوان گزینههای بهینه معرفی گردیدند. پژوهش حاضر با ارائه یک روش ترکیبی فازی- مکانی، ابزار عملی و کمریسک برای تصمیمگیرندگان محلی در مدیریت پسماندهای ساختمانی فراهم میکند.
تازه های تحقیق
این پژوهش با هدف شناسایی مکانهای بهینه برای دفع پسماندهای ساختمانی در شهرستان بوکان و با بهرهگیری از تلفیق سامانهی اطلاعات جغرافیایی (GIS) و منطق فازی انجام شد. نتایج بهدستآمده حاکی از محدودیتهای بسیار شدید محیطی در پهنهی این شهرستان برای انجام این مهم است. ترکیب فازی لایههای استانداردشده نشان میدهد که تنها حدود 08/1 درصد از مساحت کل شهرستان بوکان در طبقهی بسیار مناسب برای احداث محل دفن پسماند ساختمانی قرار میگیرد. همچنین، تنها 22/4 درصد از اراضی در طبقهی مناسب جای گرفتهاند. در مقابل، بیش از ۸۲ درصد از مساحت شهرستان، به دلایل متعدد از جمله حاصلخیزی خاک، تراکم بالای سکونتگاههای روستایی، توپوگرافی نامساعد کوهستانی، بالا بودن سطح آبهای زیرزمینی در دشت مرکزی، و مجاورت با اکوسیستمهای حساس، دارای تناسب کم تا بسیار کم ارزیابی شدند. این آمار به وضوح گویای چالشهای بنیادین در مدیریت پایدار پسماندهای ساختمانی در این منطقه است. در چنین بستر محدودکنندهای، سه پهنه به عنوان گزینههای نسبتاً بهینه با اولویتهای متفاوت شناسایی شدند. اولویت نخست به سایت S1 واقع در پشت کوه نالهشکینه و در شمال شرقی شهرک دامداران تعلق دارد. این سایت با برخورداری از شیب ملایم، دسترسی نسبتاً مناسب به شبکهی ارتباطی، پوشش گیاهی ضعیف، و دوری نسبی از منابع آب زیرزمینی اصلی، بهترین ترکیب از معیارهای مثبت را داراست. سایت S2 در شرق شهر بوکان و سایت S3 در غرب آن، به ترتیب در اولویتهای بعدی قرار میگیرند. این سه گزینه اگرچه شرایط ایدهآل را کاملاً دارا نیستند، اما در مقایسه با محل دفن فعلی شیخلر- که در این تحقیق در طبقهی کمتناسب قرار گرفت و منشأ مشکلات بهداشتی و زیستمحیطی فراوانی شده است- گزینههای به مراتب قابل قبولتری محسوب میشوند.
مقایسهی این نتایج با یافتههای مطالعات مشابه در دیگر مناطق، همجهتیها و نیز خاصبودگی شرایط بوکان را نشان میدهد. برای مثال، تحقیق دینگ[1] و همکاران (2018) در شهر شنزن چین، حدود 38/0 درصد از مساحت را برای دفن پسماند ساختمانی بسیار مناسب و 6/17 درصد را مناسب گزارش کردهاند که این عدد به مراتب بیشتر از درصد بهدستآمده در بوکان است و حاکی از محدودیتهای فوقالعاده شدیدتر در منطقهی مورد مطالعهی حاضر دارد. از سوی دیگر، مطالعهی اسمعیلپور (2024) در شهر بناب نیز مناطق شمالی و غربی را به دلیل شیب مناسب و دسترسی خوب، مناسب تشخیص داده است که با موقعیتیابی سایتهای S1 و S3 در شمال شرق و غرب بوکان همخوانی دارد. با این حال، عامل بازدارندهی اصلی در بوکان که در بسیاری از مطالعات دیگر کمتر به چشم میخورد، تلفیق دو عامل بالا بودن سطح آبهای زیرزمینی در دشت حاصلخیز مرکزی و تراکم زیاد روستاها در پیرامون شهر است که پهنههای وسیعی را از دایرهی انتخاب خارج میکند. رویکرد ترکیبی فازی- مکانی بهکاررفته در این پژوهش، مشابه روشهای موفق در مطالعاتی مانند اکینچی و اوزالپ[2] (2022) و زرین و همکاران (2021) بود.
درنهایت، پیشنهادات مبتنی بر یافتههای پژوهش را میتوان به شرح زیر بیان داشت:
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
Identification and evaluation of optimum sites for construction waste landfill in Bukan
نویسندگان [English]
1 University of Maragheh
2 University of Maragheh, Department of Geography and Urban Planning.
3 MA in Geography and Urban Planning,University of Maragheh
چکیده [English]
In the twentieth century, rapid urbanization and population growth led to increased construction, resulting in large volumes of construction waste and significant environmental challenges. Bukan County, due to its rapid spatial and physical development, has become one of the regions with a high volume of such waste, making it an ideal study area for identifying suitable construction waste disposal sites. The primary aim of this study is to minimize environmental impacts, improve public health, and optimize resource use through data-driven decision-making based on spatial analysis. In this study, the criteria for site selection include surface and groundwater resources, proximity to roads, rivers, urban and rural settlements, vegetation cover, land use, soil type, geology, slope, and elevation. These criteria were standardized using fuzzy logic functions and then integrated through the fuzzy gamma operator to generate a final land suitability map for construction waste disposal. The results show that the fuzzy values fall within a low range, highlighting significant limitations in finding suitable disposal sites within Bukan County. No area in the region fully meets the ideal criteria for site selection, with factors such as unfavorable topography and limited access to transportation networks being the primary challenges. However, by modification of the initial strict criteria and adopting a more flexible approach, three potential sites were identified as optimal options. These sites were selected based on their environmental advantages, accessibility, and reduced transportation costs. This study provides a practical, low-risk decision-support tool for local policymakers in managing construction waste.
کلیدواژهها [English]
در قرن بیستم، رشد شهرنشینی و افزایش جمعیت موجب گسترش ساختوساز و در نتیجه تولید حجم بالایی از پسماندهای ساختمانی شد که چالشهای زیستمحیطی متعددی را موجب شدهاند. شهرستان بوکان به دلیل توسعه فضایی- کالبدی سریع، یکی از مناطق دارای حجم بالای این نوع پسماندهاست و از اینرو بهعنوان محدوده مطالعاتی برای مکانیابی محل دفن زائدات ساختمانی انتخاب شد. هدف اصلی این پژوهش، کاهش اثرات مخرب زیستمحیطی، ارتقای سلامت عمومی و بهینهسازی مصرف منابع از طریق تصمیمگیری مبتنی بر دادههای مکانی است. در این تحقیق، معیارهای مؤثر بر مکانیابی شامل منابع آب سطحی و زیرزمینی، فاصله از جادهها، رودخانهها و سکونتگاههای شهری و روستایی، پوشش گیاهی، کاربری اراضی، خاک، زمینشناسی، شیب و ارتفاع میباشند. این معیارها با کاربست توابع فازی استانداردسازی و سپس به کمک عملگر گامای فازی ترکیب شدند تا نقشه نهایی تناسب اراضی برای دفع پسماندهای ساختمانی تهیه شود. نتایج نشان داد که مقادیر فازی در محدودهای پایین قرار دارند که بیانگر وجود محدودیتهای شدید برای مکانیابی سایتهای مناسب در شهرستان بوکان است. هیچ پهنهای در منطقه از نظر معیارهای ایدهآل مکانیابی شرایط کاملاً مطلوب ندارد؛ عواملی مانند توپوگرافی نامناسب و دسترسی محدود به شبکههای ارتباطی از مهمترین موانع هستند. با این حال، سه سایت پیشنهادی با تعدیل معیارهای سختگیرانه اولیه و بر اساس رویکردی سازگار انتخاب شدند. این سایتها به دلیل مزایای زیستمحیطی، دسترسی بهتر و کاهش هزینههای حملونقل، بهعنوان گزینههای بهینه معرفی گردیدند. پژوهش حاضر با ارائه یک روش ترکیبی فازی- مکانی، ابزار عملی و کمریسک برای تصمیمگیرندگان محلی در مدیریت پسماندهای ساختمانی فراهم میکند.