نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسنده
کارشناس ارشد سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی ، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید چمران اهواز، ایران
چکیده
پدیده جزیره گرمایی شهری (UHI) ناشی از شهرنشینی سریع به یک مشکل مهم اکولوژیکی و محیطزیستی جهانی تبدیل شده است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. در این مطالعه، اثر عوامل تاثیر گذار بر روی دمای سطح زمین در شهر کرج اندازهگیری شد و با استفاده از رگرسیون حداقل مربعات معمولی (OLS)، مدلهای رگرسیون وزندار جغرافیایی (GWR) و رگرسیون وزندار جغرافیایی چند مقیاسی (MGWR)، ناهمگونی های فضایی عوامل تأثیرگذار بر دما مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در مقایسه با مدلهای OLS مرسوم، GWR با در نظر گرفتن ناهمگونی فضایی برازش مدل را بهبود بخشید، در حالی که MGWR از نظر خوبی برازش OLS و GWR با در نظر گرفتن اثرات پهنای باند مختلف بر LST بهتر عمل کرد. تراکم ساختمان، شاخص اختلاف نرمال شده سطح غیرقابل نفوذ (NDISI) و تراکم ترافیک به ترتیب 323/0، 246/0 و 260/0 بیشترین تاثیر بر LST بالا داشتند، در حالی که شاخص NDVI، MNDWI و تراکم جمعیت با دما همبستگی منفی داشتند. این یافته ها نیاز به در نظر گرفتن ناهمگونی فضایی در تجزیه و تحلیل عوامل تاثیر را نشان میدهد. این مطالعه میتواند برای ارائه راهنمایی در مورد استراتژیهای برای کاهش دما در مناطق مختلف استفاده شود.
تازه های تحقیق
توزیع دمای سطح زمین در شهر کرج جمعآوری شد، توزیع دما بالا عمدتاً در بخشهای جنوبی، شمالی و شرقی )زمین های لخت و شرکت های صنعتی( و همچنین در منطقه مرکزی شهر توزیع شد. ساختمانهای متراکمتر با خیابانهای باریکتر مانع خروج انرژی میشوند و بر گردش هوا تأثیر میگذارند و مناطق وسیعی از ساختمانها که گرمای زیادی را جذب میکنند، دما را افزایش میدهند. مناطق بایر با گسیلمندی بالا منجر به دما های بالاتری میشود و همچنین در مرکز شهر تحت تاثیر با تجمع زیاد مردم و ترافیک متراکم قرار دارد. با مقایسه مدلهای حداقل مربعات معمولی، رگرسیون وزن دار جغرافیایی و رگرسیون وزن دار جغرافیایی چند مقیاسه، نتایج نشان داد که نسبت به مدل حداقل مربعات معمولی ، مدلهای رگرسیون وزن دار جغرافیایی و رگرسیون وزن دار جغرافیایی چند مقیاسه عملکرد بهتری داشتند، مقیاسهای فضایی و ناهمگنی فضایی را در نظر گرفتند و میتوانستند جزئیات محلی عوامل مؤثر بر تغییرات فضایی را بر دمای سطح زمین شناسایی کنند. علاوه بر این، مدل رگرسیون وزن دار جغرافیایی چند مقیاسه به دلیل استفاده از پهنای باند متغیر مزایای بیشتری داشت که میتواند مقیاسهای متفاوت تأثیر هر شاخص بر دما را منعکس کند. میزان تأثیر تراکم ساختمانها با دما سطح زمین همبستگی مثبت داشت که با نتایج بسیاری از مطالعات قبلی نیز مطابقت دارد. اثر کلی شاخص پوشش گیاهی نرمال شده بر دما همبستگی منفی داشت، شاخص اختلاف نرمال شده سطوح غیر قابل نفوذ، تراکم ترافیک و تراکم جاده ها با دما همبستگی مثبت داشت و تراکم ترافیک و مناطق غیر قابل نفوذ تاثیر مثبت بیشتری نسبت به تراکم جاده ها داشتند. مقادیر بالاتر شاخص پوشش گیاهی نشان داد که منطقه دارای پوشش گیاهی بالایی است که بیانگر تبخیر و تعرق بالای پوشش گیاهی است. این به کاهش دما ها کمک میکند، در حالی که دما با افزایش سطح غیرقابل نفوذ افزایش مییابد. سطوح غیر قابل نفوذ نشاندهنده گسترش مناطق انسانی به جای مناظر طبیعی )مانند پوشش گیاهی و بدنههای آبی( است. بنابراین، این سطوح بیشترین میزان تأثیر را بر دما دارند. شهرنشینی منجر به مناظر پیچیده شهری میشود که در آن سطوح غیرقابل نفوذ با دما به عنوان عامل اصلی تأثیرگذار کمک میکند. همبستگی منفی کلی بین شاخص نرمال شده پوشش آب و دما نشان میدهد که افزایش سطح بدنه آبی در منطقه تأثیر مثبتی بر کاهش دما سطح زمین دارد. در میان شاخصهای اجتماعی-اقتصادی، تراکم جمعیت، ناپایداریهای فضایی را نشان میدهد.
تراکم جمعیت به طور معنی داری با دما همبستگی منفی داشت. معیارهای توپوگرافیک غیر ایستایی فضایی را نشان دادند. شیب با دما به طور کلی همبستگی مثبت داشت، در حالی که ارتفاع و جهت شیب همبستگی منفی داشتند، اما دو شاخص اخیر به میزان کمتری دما را تحت تأثیر قرار دادند. این نشان میدهد که تأثیر عوامل توپوگرافیک بر تغییرات دما به دلیل تأثیر عوامل متعدد نسبتاً ضعیف بود. با این حال، تأثیر این عوامل بر دما نسبت ًاً کم بود. این مطالعه از مدلهای حداقل مربعات معمولی، رگرسیون وزن دار جغرافیایی و رگرسیون وزن دار جغرافیایی چند مقیاسه برای تعیین کمیت روابط فضایی بین دما و عوامل محرک آن در شهر کرج استفاده کرد. نتایج نشان داد که دمای سطح زمین در شهر کرج تجمع فضایی آشکارتری را نشان میدهد و توزیع دما بالا عمدتاً در مناطق جنوبی و جنوب شرقی متمرکز است. رگرسیون وزن دار جغرافیایی برازش مدل بهتری نسبت به حداقل مربعات معمولی با توجه به ناهمگنی فضایی داشت، در حالی که رگرسیون وزن دار جغرافیایی چند مقیاسه مقیاس پهنای باند مختلف را بین فاکتورهای استفاده شده و دما در نظر میگیرد و اثر برازش آن بهتر از رگرسیون وزن دار جغرافیایی بود. این یافته ها نشان داد که هنگام انجام تحلیل فضایی، لازم است مکانیسم های تأثیر هر یک از عوامل تأثیرگذار بر دما در مناطق مختلف در نظر گرفته شود و مدیریت هم افزایی تحت عوامل تأثیرگذار متفاوت در نظر گرفته شود که میتواند اقدامات یکپارچه بهتری برای کاهش تأثیر جزایر حرارتی شهری انجام داد.
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
Factors affecting ground surface temperature in urban areas: a case study of Karaj city
نویسنده [English]
student
چکیده [English]
The urban heat island (UHI) phenomenon caused by rapid urbanization has become an important global ecological and environmental problem that cannot be ignored. In this study, the effect of influencing factors on ground surface temperature in Karaj city was measured and using ordinary least square regression (OLS), geographic weighted regression (GWR) and multiscale geographic weighted regression (MGWR) models, spatial heterogeneities Factors affecting temperature were investigated.The results indicated that, compared with traditional OLS models, GWR improved the model fit by considering spatial heterogeneity, whereas MGWR outperformed OLS and GWR in terms of goodness of fit by considering the effects of different bandwidths on LST.Building density Normalized Difference Impervious Surface Index (NDISI) and traffic density had the greatest effect on high LST by 0.323, 0.246 and 0.260 respectively, while NDVI index, MNDWI and population density were negatively correlated with temperature. These findings show the need to consider spatial heterogeneity in the analysis of impact factors. This study can be used to provide guidance on strategies to reduce temperature in different regions.
کلیدواژهها [English]
پدیده جزیره گرمایی شهری )UHI( ناشی از شهرنشینی سریع به یک مشکل مهم اکولوژیکی و محیطزیستی جهانی تبدیل شده است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. در این مطالعه، اثر عوامل تاثیر گذار بر روی دمای سطح زمین در شهر کرج اندازهگیری شد و با استفاده از رگرسیون حداقل مربعات معمولی )OLS(، مدلهای رگرسیون وزندار جغرافیایی )GWR( و رگرسیون وزندار جغرافیایی چند مقیاسی )MGWR(، ناهمگونیهای فضایی عوامل تأثیرگذار وLST را بررسی کردیم. نتایج نشان داد که در مقایسه با مدلهای OLS مرسوم، GWR با در نظر گرفتن ناهمگونی فضایی برازش مدل را بهبود بخشید، در حالی که MGWR از نظر خوبی برازش OLS و GWR با در نظر گرفتن اثرات پهنای باند مختلف بر LST بهتر عمل کرد. تراکم ساختمان، شاخص اختلاف نرمال شده سطح غیرقابل نفوذ )NDISI( و تراکم ترافیک به ترتیب 323/0، 246/0 و 260/0 بیشترین تاثیر بر LST بالا داشتند، در حالی که شاخص MNDWI ،NDVI و تراکم جمعیت با دما همبستگی منفی داشتند. این یافته ها نیاز به در نظر گرفتن ناهمگونی فضایی در تجزیه و تحلیل عوامل تاثیر را نشان میدهد. این مطالعه میتواند برای ارائه راهنمایی در مورد استراتژیهای برای کاهش دما در مناطق مختلف استفاده شود.